گزارش؛
غیبت غیرموجه جریان دانشجویی در کشور

اما چه می شود که دیدن و شنیدن اخبار مختلف در مورد مشکلات مردم و کشور، تغییری در فعالیت های روزمره دانشجویان ایجاد نمی کند؟ چرا با وجود علم داشتن به مشکلات، تحرک  و جنبش خاصی در مجموعه رفتاری آن ها مشاهده نمی شود؟ دانشجویی که باید حضور فکری در مسائل اصلی کشور و حضور فیزیکی در مواقع  لازم داشته باشد، در حال حاضر چه مشغله های دیگری برای خود انتخاب کرده که این گونه در برابر حوادث روز منفعل شده است؟

به گزارش نسل برهان ، در حال حاضر دانشجویان زمان زیادی را در فضای مجازی می گذرانند و در سایت های خبری و گروه های مختلف اجتماعی، اخبار ایران و جهان را رصد می کنند و گاهی اوقات این اخبار موجب می شود که حساسیت ذهنی افراد در یک مساله مشخص تجمیع شود و حساسیتی که به موجب آن، مساله ای را در ذهن خود به عنوان بحران کشور یا مردم تعریف کنند و شاید در ادامه، ایجاد برخی تحولات برای حل آن مشکل را از وظایف خود ببینند.

اخبار مربوط به نظام بانکی، ساختار مالیاتی، واردات بی رویه، تجمل گرایی، اقتصاد تنبل نفتی، نظام آموزش عالی و هزاران مشکل دیگر، هر کدام می توانند تبدیل به دغدغه ذهنی شوند؛ به طوری که این دغدغه به اقداماتی از سوی دانشجویان در جهت رفع این مشکلات منجر شود.

اما چه می شود که دیدن و شنیدن اخبار مختلف در مورد مشکلات مردم و کشور، تغییری در فعالیت های روزمره دانشجویان ایجاد نمی کند؟ چرا با وجود علم داشتن به مشکلات، تحرک  و جنبش خاصی در مجموعه رفتاری آن ها مشاهده نمی شود؟ دانشجویی که باید حضور فکری در مسائل اصلی کشور و حضور فیزیکی در مواقع  لازم داشته باشد، در حال حاضر چه مشغله های دیگری برای خود انتخاب کرده که این گونه در برابر حوادث روز منفعل شده است؟ به چه علت دانشجویانی که تاکنون، در صحنه هایی چون وقایع ۱۶ آذر، ۱۳ آبان و دوران دفاع مقدس حضور فعال داشته اند و آرمان های استقلال، ضدیت با استکبار، اتحاد ملی و پیشرفت کشور را علم می کردند، در حال حاضر در مواجهه با مشکلات، سکوت اختیار کرده و در میدان های واقعی مبارزه حضور پیدا نمی کنند؟

 

طبیعتا به ذهن می رسد که باید یک سری میدان مبارزه تصنعی موجود باشد و دانشجویان را در چنین فضاهای ساختگی به خود مشغول کرده باشد لذا بی تحرکی فعلی جنبش دانشجویی نه از سر آرمان نخواهی، بلکه از مطالبه و پی گیری آرمان هایشان در یک فضای غیرواقعی توجیه پذیر است؛ حضور در محافل تقلبی که شاید به اعلام مواضع دانشجویی منجر شود، لکن در وهله بعد به یک عمل مشخص در جهت رفع مشکلات منتج نمی گردد و نمی توان انکار کرد که یکی از میدان های مبارزه با مشکلات به شبکه های اجتماعی منتقل شده است.

جلسات بحث و جدل های بیهوده در این شبکه ها در حال پی گیری می باشند که توان و زمان زیادی از دانشجویان را به خود اختصاص می دهند. لکن اساسا حضور در فضای مجازی تا چه حد می تواند مشابه حضور در یک میدان واقعی مبارزه با مسائل مختلف و لمس مشکلات باشد؟ بدیها انگیزه لازم برای رساندن صدای اعتراض یا فریاد آرمان خواهی با حضور در این شبکه ها به دست نمی آید، چرا که در این حالت معمولا اعتراض به مشکل تعطیلی واحدهای تولیدی با ارسال یک عکس نوشت به گروه های مختلف اجتماعی صورت می پذیرد.

روحیه مبارزه با فساد به یک بحث سیاسی با دوستان در شبکه ها خلاصه می شود و انتقاد از سیاست های آموزشی دانشگاه به ساخت و توزیع چند جمله کوتاه، موسوم به توئیت و مطمئنا این فضاها هیچ گاه محل ملموس درگیری با مشکلات نبوده و نمی تواند دانشجویان را با واقعیات موجود درگیر کند.

مقایسه این میدان های ساختگی که دانشجویان در آن ها حضوری فعال دارند  با عرصه های واقعی مقابله با مشکلات به قدری مضحک است که نشستن در کافه های مجلل شهر و صحبت از عدالت اجتماعی، در قیاس با درگیری واقعی در صحنه کارتن خوابی، وقت گذرانی در کانون های دانشگاهی و معترض بودن به نظام آموزش عالی کشور در قیاس با مطالبه آن از مسئولین ذی ربط، شرکت در دورهمی های دانشجویی و شکایت کردن از مشکلات اقتصادی کشور در قیاس با ورود به میدان جنگ اقتصادی و ارائه راه حل و یا غرق شدن در فضای درس خواندن با هدف کسب نمره در قیاس با به کارگیری علم در عرصه های ناظر به پیشرفت کشور و  حضور در میادین غیرواقعی مبارزه مظهر شهامت و سرعت عملِ ملت  موجب شده تا دانشجویی که می بایست باشد، حال به یک جریان منفعل، راکد و بی انگیزه تبدیل شود که حوادث پیرامون در مجموعه رفتاری وی در عالم حقیقی، هیچ تغییری ایجاد نمی کند و او را به حضور فکری و فیزیکی نمی کشاند.

دانشجو قشر جریان ساز جامعه بوده و این شاید برجسته ترین نقطه تمایز هویتی جریان دانشجویی از سایر جریانات باشد با در نظر گرفتن قابلیت ترویج یک گفتمان در سطح جامعه به عنوان کار ویژه جنبش دانشجویی، این جریان می تواند به عنوان یکی از اوضاع تحولات کشور شناخته شود.
لکن عدم حضور در مسائل پراولویت و مهم کشور و منطقه، نه به جریان سازی خاصی منجر می شود، نه مساله ای را برای مردم تبیین می نماید و نه نقطه حساسیت مردم را در مباحث پراهمیت تر متمرکز می کند در حالی که حضور مطلوب جریان دانشجویی در رخدادهای کشور که بخواهد موضعی روشن را در برابر مساله ای معین اعلام بدارد، باید بتواند منجر به ارائه و انتقال یک حرف مشخص به سایرین شود.

این حضور، مردم را جذب یک حرف می کند؛ حرفی که مستدل، اثرگذار، به هنگام و رو به جلو است و می تواند تبدیل به گفتمان عمومی جامعه شود.
این حضور استقامت و استمرار می طلبد و تنها دانشجویان دغدغه مند و صبور را تا انتها با خود به دنبال می کشاند از همه مهم تر، این حضور در یک عرصه واقعی صورت می پذیرد؛ به طوری که مردم را مستقیما با یک مشکل درگیر می نماید، با جلسات بحث و گفتگو با مسئولین حاکمیت ادامه می یابد و به ایجاد یک مطالبه عمومی در جامعه ختم می شود.

تنها نتیجه چنین حضور موثری می تواند ملموس شدن مسائل برای دانشجویان و ایجاد انگیزه برای پی گیری مشکلات باشد که در ادامه به خروج جنبش دانشجویی از حالت رکود فعلی منتج شود.