گزارش؛
بلای لیبرالیسم بر سر جنبش دانشجویی

دانشجو و جنبش دانشجویی؛ کلماتی که به نظر می رسد با گذشت ایام دچار مسخ شده اند و برای اثبات این مدعا کافی است نگاهی به سال های منتهی به انقلاب و هم چنین دهه های ابتدایی آن بیندازیم و تاثیر و حضور دانشجویان در مسائل مختلف را با زمان حاضر مقایسه کنیم شاید اولین چیزی که از این بررسی به ذهن متبادر می شود این باشد که دانشجو از شخصیتی مبارز و آرمان دار و با ایدئولوژی و سبقه فکری تبدیل به رباتی با قابلیت حل تکلیف شده که باید طبق برنامه ریزی های خاصی دروس را بگذراند. 

به گزارش نسل برهان، دانشجو و جنبش دانشجویی؛ کلماتی که به نظر می رسد با گذشت ایام دچار مسخ شده اند و برای اثبات این مدعا کافی است نگاهی به سال های منتهی به انقلاب و هم چنین دهه های ابتدایی آن بیندازیم و تاثیر و حضور دانشجویان در مسائل مختلف را با زمان حاضر مقایسه کنیم شاید اولین چیزی که از این بررسی به ذهن متبادر می شود این باشد که دانشجو از شخصیتی مبارز و آرمان دار و با ایدئولوژی و سبقه فکری تبدیل به رباتی با قابلیت حل تکلیف شده که باید طبق برنامه ریزی های خاصی دروس را بگذراند.

هرگونه سرپیچی از این برنامه ریزی ها می تواند تبعاتی برای دانشجو داشته باشد و طبیعی است که بسیاری از دانشجویان از این برنامه ها پیروی کنند. درمورد چرایی این رکود فکری و عملی می توان دلایل مختلفی برشمرد. نکته ای که در این بین جلب توجه می کند هم زمان شدن بسط و گسرش تفکر لیبرالی در فضای جامعه و رکود جنبش دانشجویی است. لیبرالیسم به عنوان یکی از مکاتب اجتماعی غرب مدرن که گوهر آن سوبژکتیویسم است ویژگی هایی دارد که بررسی این خصایص می تواند از جنبه هایی به بهبود فضای جنبش دانشجویی بیانجامد.

رفاه در لیبرالیسم: در حال حاضر دو برداشت جداگانه از لیبرالیسم می شود:
۱ – لیبرالیسم در معنای اصالت آزادی
۲ – لیبرالیسم در معنای اصالت فایده یوتیلیتاریانیسم
طبق اصل فایده گرایی، انسان بنا بر طبیعت خود همواره تحت امر دو اصل بنیادین یعنی لذت و درد قرار دارد و تمامی تلاش-های ب ر در طول زندگی در کسب لذت و گریز از درد خلاصه می شود. این لذت در رفاه اقتصادی و تمکن مالی خلاصه نمی-شود بلکه شامل آسایش درونی افراد هم می شود. منظور از آسایش تعریفی است که آن را در مقابل دغدغه مند بودن و مسئله داشن نسبت به جامعه و کشور قرار می دهد.

حال دانشجویی را در نظر بگیرید که بدون هیچ دغدغه کلانی نسبت به مسائل کشور از دانشگاه فارغ التحصیل می شود چنین کسی با این سطح از فردگرایی به معنای توجه صرف به منافع خود اگر مسئولیتی پیدا کند نتیجه ای غیر از ان چیزی که در برخی ادارات و وزارات شاهد آن هستیم، مرتب امور و مسائل کشور نمی کند بحث بر سر دولت های مختلف یا اشخاص خاصی نیست بلکه هدف توجه به گسترش و نهادینه شدن تفکر فایده گرایی شخصی در جامعه و به خصوص در دانشگاه ها است و تفکری که یقینا در دراز مدت تبدیل به معضلی در کشورمان می شود و سود آن نصیب سوداگران لیبرالیسم در داخل و خارج.

جالب است که با نگاهی گذرا به ویژگی های جوان انقلابی در کلام ره ری، با عبارت هایی مانند هدفگیری آرمانهای انقلاب و همت بلند برای رسیدن به آنها، حساسیت در برابر دشمن و نقشه دشمن و عدم تبعیت از آن، بلند کردن پرچم عدالت خواهی می بینیم که در تضاد
کامل با بی دغدغه بودن می باشد.

پلورالیسم یا تکثرگرایی: پلورالیسم یا کثرت گرایی که نقطه مقابل وحدت یا یگانگی است به معنی پذیرش کرت، تعدّد پذیری و تکثّانگاری است و در برابر نفی کرت که یا تأیید وحدت است و یا تأیید قلّت قرار دارد.

پلورالیسم در زمینه ها و حوزه های مختلفی مطرح می شود از این جمله پلورالیسم معرفتی است که بیان می کند شناختی که انسان ها از یک حقیقت دارند متنوع و متکر است و این نوع معرفت ها غیرقابل تبدیل به یک معرفت هستند؛ بلکه همه این ها در عرض هم واقع شده اند و هیچ یک بر دیگری رجحان و برتری ندارد.

کثرت انگاران معتقدند تمامی ادیان، مذاهب و مکاتبی که در جهان وجود دارند، می توانند انسان را به حقیقت برسانند و موجب سعادت و رستگاری او بشوند؛ هر چند که این ادیان، ادعاهای متفاوت و متعارضی نسبت به یک حقیقت دارند. از دیدگاه آنها اختلافات ادیان، هیچ اشکالی ندارد و همه آنها از یک حقیقت سخن می گویند و در نهایت، انسان را به نجات و رستگاری می رسانند.

جان هیک که از او به عنوان بنیان گذار پلورالیسم دینی یاد می شود، در کتاب پلورالیسم دینی این ادعا را بدین گونه شرح می دهد: پلورالیسم دینی عبارت است از قبول و پذیرش این دیدگاه که تبدیل و تحویل وجود انسانی از حالت خود محوری به خدا محوری به طرق گوناگون در درون همه سنت های دینی بزرگ عالم صورت می گیرد.

به عبارت دیگر تنها یک راه و شیوه رستگاری وجود ندارد؛ بلکه راه های متعدد و متکری در این زمینه وجود دارد. تفکری که تکثرگرایی دینی به شدت به انسان القا می کند این است که صحبت از حق و باطل و به تبع مبارزه بین آن ها موهومی بیش نیست زیرا هر دو به یک اندازه می توانند انسان را به سوی حقیقت سوق دهند. به نظر می رسد عقل-گرایی راشيوناليسم که عقل خودبنیاد و منقطع از وحی را بر ایان مقدم می داند در ایجاد این تفکر بسیار موثر است. وقتی همه مسیرها یا حداقل بیشترشان به حقیقت می انجامند دیگر چرا باید نسبت به مسائل جامعه مسئله داشت و به دنبال حلشان بود؟ دیگر چه فرقی می کند سنگ کدام تفکر را به سینه می زنیم؟

از عوامل اصلی رکود و سکون جنبش دانشجویی بحث القای نه لزوما قبول داشتن پلورالیسم دینی و معرفتی است چون این تفکر
ناخودآگاه روحیه ی تساهل و تسامح را به دنبال دارد جای شکی نیست اگر در بررسی علل و عوامل اصلی تحولات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی یک جامعه، دانشگاه و دانشجو را در رده های بالای تاثیرگذاری به حساب آوریم.

این سطح بالای تاثیرگذاری، به خاطر حضور نیروهای جوان در دانشگاه است که پتانسیل های بالقوه زیادی نسبت به سایر آحاد جامعه در زمینه های نام رده دارند متاسفانه امروزه در بالفعل کردن این توانایی ها با مشکلات عدیده ای مواجه ایم به نظر می رسد دانشجویان و مسئولان باید در تعاریف خود از دانشجو بازبینی اساسی انجام دهند در غیر این صورت دانشجو در ۱۶ آذر و برنامه های مضحکی مثل استندآپ و دست و جیغ و هورا خلاصه می شود.